dr.montazeri2

امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 1
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کمی شوخی با دندان پزشک ها
#1
این روزها گذرم زیاد به دندانپزشکی افتاده است. درواقع مجبور شده ام. من از دوران نوجوانی همیشه نزد دندانپزشکی که مطبش نزدیک منزلمان در اطراف دانشگاه تهران بود می رفتم. چندی پیش مشکلاتی برایم پیش آمد که ترجیح دادم یک دندانپزشک دیگر هم مرا ویزیت کند. وقتی نزد این دندانپزشک جدید رفتم گفت که وضع دندانهائی که قبلا اصلاح شده خیلی خراب است. همه کاری که همکارش کرده بود را رد می کرد. اول گفت کارش اصلا خوب نبوده، بعد گفت کارش افتضاح است و کمی که گذشت رودربایستی را بیشتر کنار گذاشت و گفت کارش فاجعه است! توصیه اش این بود که همه دندانهایم را در اسرع وقت مجددا اصلاح کنم. گفتم اگر نکنم چه می شود؟ گفت فضاهای خالی که به دلیل بدی پرکردگی ها وجود دارد مشکل زاست و این پوسیدگی ها از درون کاری می کند که امکان اصلاح را در آینده خیلی کمتر می کند.ظاهرا چاره ای نبود. پذیرفتم که کار را شروع کنیم. حالا بیشتر از شش ماه است که حداقل هفته ای یک بار مهمانش هستم. هر چه جلوتر میرویم مسائل جدیدتری در دندان هایم کشف می کند، گوئی این کار تمامی ندارد.

دیگر با هم رفیق شده ایم. آدم خوش اخلاقی هست. هفته پیش به شوخی به او گفتم این چه کاری است که شما دارید، نانتان را از دهان مردم درمی آورید؟! بلافاصله گفت بعضی هم می گویند کار ما این است که با دندان های مردم نان می خوریم!!

از آن وقت هر زمانی که به یاد دندانپزشکی می افتم حالم خراب تر می شود. تصورش را بکنید!! چه شود!    
پاسخ
 سپاس شده توسط dr besharat ، احسانه احمدي ، shirazi ، میلانا دی ، ehaniyeh ، mmmmm44
#2
u got me punk"d :-) هنوزم درمان ادامه داره؟؟!! :-)
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان