امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کزاز
#1
کزاز نوعی بيماری دستگاه اعصاب (نرولوژيک) است که با افزايش صلابت (تون) و گرفتگی های (اسپاسم) عضلات مشخص می‌شود. اين اسپاسم ها بعضا موجب صدمات جدّی نظير شکستگی دنده ها و مهره ها و خفگی شده و ممکن است با محرّک هايی نظير نسيم، حرکت ناگهانی، صدا، نور، سرفه . . . بروز نمايند.
عامل کزاز
کلستريديوم تتانی، باسيل گرم مثبت بی هوازی متحرّک مولّد اسپوری است که به فراوانی، در خاک و مدفوع حيوانات اهلی و انسان يافت می‌شود و اسپورهای آن را می‌توان از گرد و خاک، البسه و از محيط خشک اطراف، به فرم قابل زيست، پس از سال ها کشف نمود. اين اسپورها و توکسين باسيل، می‌توانند واکسن ها، سرم ها و نخ بخيه (کات گوت) را نيز آلوده نمايند. وفور اين باکتری در نواحی پُرجمعيت و در آب و هوای گرم و مرطوب و در خاک غنی از مواد آلی، بيشتر است و شکل رويشی کلستريديوم تتانی، نسبت به حرارت، بسياری از مواد ضدعفونی کننده و آنتی بيوتيک ها و مخصوصاً پنی سيلين، حساس است ولی اسپورهای آن نسبت به عوامل ضدعفونی کننده فيزيکی و شيميايی، شديدا مقاوم ميباشد. در صورتی که حيواناتی نظير اسب و گاو و فضولات آن ها در محيط وجود داشته باشند ميزان کلوتريديوم تتانی، در دستگاه گوارش انسان و در محيط زيست، افزوده می‌شود.

دوره نهفتگی
دوره نهفتگی کزاز در حدود 14 روز و دوره شروع آن در حدود 6 روز است. دوره نهفتگی عبارت است از فاصله ورود باسيل به بدن و بروز اوّلين قفل شدگی فک (تريسموس) و دوره شروع، عبارتست از فاصله اوّلين تريسموس تا اوّلين اسپاسم عمومی. در صورتی که دوره نهفتگی، کمتر از 9 روز و دوره شروع کمتر از 48 ساعت باشد، حمله بيماری، شديدتر خواهد بود. ضمنا هرچه فاصله محل زخم و سيستم اعصاب مرکزی بيشتر باشد دوره نهفتگی نيز افزون تر و در صورتی که زخم، مرکزی و يا بر روی سروگردن قرار داشته باشد دوره نهفتگی، کوتاه تر می‌باشد به طوری که دوره نهفتگی، در کزاز مغزی (سِفاليک)، در حدود 2ـ1 روز است و پيش آگهی بدی نيز دارد.
دوره نهفتگی متوسط کزاز نوزادان در حدود 6 روز است ولی می‌تواند از 3 تا 28 روز، متغير باشد و در مواردی که اين دوره، کوتاه است تا 80% موجب مرگ نوزادان می‌گردد.

انواع کزاز
1- کزاز نوزادان
تعريف عاميانه : ناتوانی در مکيدن و سفتی در ماهيچه های صورت و بدن نوزاد از روز سوم تا 28 روز پس از تولد .
· تعريف استاندارد :
- سابقه مک زدن و گريه کردن طبيعی در دو روز اول تولد
- شروع بيماری (کاهش توانايی در مکيدن و گريه غير طبيعی ) از سومين يا چهارمين روز تولد
- ناتوانی مکيدن به دنبال سفتی عضلانی و يا تشنج و يا هر دو مورد .
تعريف مورد مظنون کزاز نوزادی :
1- مرگ نوزادان در سن 3 تا 28 روزگی که علت آن مشخص نباشد.
2- هر نوزادی که طبق گزارش به علت کزاز نوزادی فوت نموده و مورد بررسی قرار نگرفته است .
تعريف مورد قطعی کزاز نوزادی :
نوزادی که در دو روز اول زندگی بطور طبيعی قادر به مکيدن پستان و گريستن باشد و سپس شروع بيماری بين روزهای سوم تا بيست و هشتم با عدم توانايی در مکيدن شير که به دنبال آن دچار سفتی عضلات يا اسپاسم ميشود .گزارش تلفنی به مرکز بهداشت شهرستان و تکميل ليست خطی و فرم بررسی
2– کزاز بالغين
تعريف عاميانه : هر نوع زخم در هر جای بدن يا عفونت گوش که بدنبال آن باز کردن دهان دشوار خواهد بود و يا با سفتی گردن و يا بدن توام است .
تعريف استاندارد :
- اشکال در باز کردن دهان يا بلع ، سفتی دردناک گردن ، ماهيچه های شکم و ساير ماهيچه ها به شرط هوشياری کامل .
- وجود يک زخم غالباً عفونی شده ، يا سابقه جراحت در چند هفته گذشته .
- در موارد شديد ، چهره بيمار به نظر متبسم با ابروهای بالا آمده ، پشت و گردن قوس دار ، بازوهای خميده محکم جمع شده روی سينه و پاهای کشيده .
- بروز تشنج در بيمار با تحريکات نور ، صدا ، تماس و ساير محرکها .

نشانه های کزاز :
اولين نشانه ی کزاز دشواری بلع و کليد شدن دهان است . بيمار خيلی بزحمت دهان خود را باز می کند عضلاتی که برای جويدن بکار ميرود در موقع انقباض دردناک و سفت هستند سپس انقباض در عضلات گردن ، صورت و ستون فقرات و شکم و غيره فرا می رسد ( انقباض عمومی ) .
انقباض عضلات صورت ، شکل مخصوصی به مبتلا می دهد و مانند اين است که بيمار خنده بی نمکی به لب دارد ( خنده شيطان ) در حالت حمله عضلات جونده منقبض شده و بواسطه گرفتاری ماهيچه های ستون فقرات بدن بعقب خم می شود ( نظير کمان ) يعنی سطح اتکاء تنها پشت سر و پاشنه ها می باشد . هر گاه انقباض عضلات يک طرف بدن زياد شود بدن بهمان طرف خم می شود و اگر تمام عضلات بدن بطور يکنواخت دچار شده باشند تمام بدن کشيده و بشکل خبردار در می ايد . انقباض عضلات عمومی بصوت حمله ای ظاهر می شود يعنی در اثر تحريک بيمار با روشنائی و صدا ، تزريق و يا لمس بدن ، جمع شدن عمومی بدن فرا ميرسد ، فکها سخت بهم فشرده شده و ساير عضلات نيز سفت می شوند . انقباض عضلات حنجره و شکم و ديافراگم وعضلات تنفسی باعث خفگی می شود . اگر انقباض ماهيچه های تنفس طولانی باشد موجب کبودی رنگ می گردد . حملات انقباضی بيمار را فرسوده و خسته می کند . کليد شدن دهان سبب تشنگی ، اتلاف شديد انرژی ، عرق ( دفع الکتروليتها ) آسيب ماهيچه ها ( پارگی ) و گرسنگی ميشود .
تب در ابتدای بيماری درحدود ۳۸ درجه بوده و بتدريج بالا ميرود به ۴۰ و بالاتر ميرسد . نبض سريع نيست تعداد تنفس درخارج از حملات تند است و اگر به ۴۰ بار در دقيقه برسد تقريباً وقوع مرگ حتمی است .
در کزاز تعريق فراوان وجود دارد ، فشار خون پائين و بی خوابی وجود دارد . گاه بيماری شدت می يابد و بيمار در عرض ۳-۲ روز در حالت سکته قلبی يا خفگی يا وارد شدن مواد غذائی در ششها تلف می شود و يا برعکس در عرض چند هفته انقباض عضلانی تخفيف يافته بهبودی حاصل می گردد .
انواع خيلی سخت و سبک بيماری هم وجود دارد . فلج يک پا و يا دو پا و فلج صورت و چشم به تنهائی ديده می شود . اگر فاصله بين اولين علامت کزاز با شروع انقباض عمومی ماهيچه ها کمتر از ۴۸ ساعت باشد بيماری خيلی جدی و بدخيم می باشد
تاثير سن، جنس و شغل و موقعيت اجتماعی
شيوع بيماری و ميزان مرگ و مير ناشی از آن در سنين نوزادی و در افراد بيش از 50 ساله بيشتر از ساير سنين است. از علل شيوع کزاز نوزادی، می‌توان به زايمان در شرايط غيربهداشتی، قطع بند ناف با وسايل آلوده، پوشاندن بند ناف با پارچه آلوده، اقدامات سنتی منسوخ نظير استفاده از کودهای حيوانی جهت پوشاندن بند ناف و ختنه نوزادان با وسايل غيراستريل، اشاره نمود.
شيوع بيماری در جنس مذکّر به مراتب بيشتر است و گرچه مردان بيشتر، در معرض تماس با مخازن عفونت، می‌باشند ولی اختلاف توزيع جنسی در بين نوزادان نيز مشاهده می‌شود و به نسبت 5/2 به 1 می‌باشد.

پيشگيری:
اسپور کلستريديوم تتانی از راه خراش کوچک و بزرگ و زخم و شکستگی ها و غيره وارد بدن می شود ، اگر شرايط رشد و افزونی آن فراهم باشد سم ترواش می کند و اين سم راهی مراکز عصبی می شود ، بنابراين قبل و بعد از وارد شدن باسيل در بدن می توان پيش گيری لازم را انجام داد .
دادن آنتی بيوتيک ،‌ ضدعفونی کردن و رعايت پاکيزگی زخم نيز از رشد احتمالی و تراوش سم جلوگيری می کند ، باسيل کزاز در بافتهای خراب شده بهتر رشد می کند بنابراين پانسمان و رعايت پاکی زخم وعمل جراحی لازم سودآور می باشد .
واکسيناسيون :
تزريق واکسن مؤثرترين روش حفاظت در برابر کزاز است .
کزاز نوزادان با واکسينه کردن مادر در زمان حاملگی قابل پيشگيری است .
پيشگيری پاسيو:
ايمنی پاسيو می تواند بوسيله آنتی توکسين کزاز ( ايمونوگلوبولين انسانی ) تأمين گردد .
سرم اسبی ممکن است موجب واکنشهای آلرژيک و حتی مرگ در اثر شوک آنافيلاکتيک ((حساسيتی ))شود . ايمونوگلوبولين کزاز انسانی معمولاً فاقد خطرات ذکر شده بوده و قدرت آن هم بيشتر از نوع آنتی توکسين هترولوگ است وجانشين سرم اسبی شده است .
پيشگيری با آنتی بيوتيکها:
کلستريديوم نسبت به پنی سيلين حساس است بنابراين کاربرد آن در زخمهای مشکوک منطقی و گاه ضروری است ولی بايد بخاطر داشت که در زخمهای له و خراب شده دارو بمحل زخم نمی رسد ( بسبب اختلال جريان خون ) لذا امکان زنده ماندن و رشد باسيلها وجود دارد . عملاً در برخی بيماران مشاهده شده است که در زخمهای تميز شده و عمل شده با وجود کاربرد پنی سيلين جانشينی برای واکسن يا سرم ضدکزاز نمی باشد .

نظافت و جراحی زخم:
‌ برای از بين بردن محيط غيرهوازی بافت و رشد اسپورها سود بخش است عمل جراحی و تميز کردن زخم هر چه زودتر صورت بگيرد اثر سودبخش تری خواهد داشت ( رشد باسيل و توليد سم کاهش خواهد يافت )
توجه به اين نکته حائز اهميت است که بهترين وسيله پيشگيری از کزاز واکسيناسيون کليه افراد درحال تندرستی است .
درمان :
گرم و مرطوب کردن اطاق ، فيزيوتراپی قفسه صدری ،خارج کردن تراوشات سينه و حلق ، حرکت دادن بيمار در روی تخت ، مراقبت چشمها ، تغذيه از راه لوله معدی ، تجويز آرام بخش ها ( ديازپام ) بمقدار کافی ، آنتی بيوتيکها و در صورت لزوم باز کردن نای تنفس مصنوعی با دستگاه و مراقبت دقيق و دائمی بيمار که بطور واضح تمام اين موارد به توصيه و تحت نظارت پزشک انجام می شود.
منبع: سایت دانشگاه علوم پزشکی گلستان
زندگی زیباست آن را شفاف تر ببینید.....
پاسخ
 سپاس شده توسط support


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان